2010/01/13

سلامي دوباره!

سلام! :دي
اميدوارم كه حالتون خوب باشه! يه چند وقت وبلاگ تعطيل شده بود، و مغز شخص بنده هم كاملا در حالت هنگ به سر مي برد!

پ.ن
- اين پست من باب خبر از زنده بودن بنده ارسال شد! و هيچ گونه ارزش ديگري ندارد!

2009/11/03

موضوع انشا: سيزده آبان (روز دانش آموز) را توصيف كنيد

من انشايم را با نام خدايي كه خيلي بزرگ است و همه جا هست شروع مي كنم، اجازه دهيد تا من انشايم را از ساعت 6 صبح سيزدهم آغاز كنم! سيزده آبان يعني يك دانش آموز پیش دانشگاهی كه تا پارسال يك جوجه دبیرستانی بوده در چنين ساعتي براي خود نيمرو بپزد و با لذت تمام تا آخرين لقمه ي آن را بخورد، سپس لباسهايش را بپوشد ، دندانهايش را مسواك بزند و از خانه خارج شود. طوري در خيابان راه برود و سبكي كيفش را به رخ بچه مدرسه اي ها بكشد كه همه بفهمند او نیمه دانشجو است (!) سوار اتوبوس شود و كتابهاي پیش دانشگاهي را در آن مكان مقدس مطالعه كند و آنگاه كسي از او بپرسد : ببخشيد آقا ، سوم دبیرستانی؟ و او به بي كلاسي و نفهمي آن پیرمرد افسوس بخورد، و با نهايت درماندگي اعلام كند كه من پیش دانشگاهی هستم! و آن آقا بگويد كه : ماشاا... جوون موندي آدم خيال مي كنه دانش آموزي !
كمي بعد از شيشه ي اتوبوس بيرون را نگاه كند و ببيند كه بچه مدرسه اي ها در تظاهرات روز 13 آبان شركت كرده اند. عده اي از آن بر و بچ شر مدرسه داد مي زنند :"مرگ بر آمريكا " و بلا فاصله از سر و كول هم بالا مي روند و به اوضاع و احوال خودشان مي خندند. آن عده ي مثبت و ماماني هم از مشت گره كردن و داد و بيراه انداختن در خيابانهاي شهر ، آن هم در مقابل كسبه ي بازار ، احساس شرم و خجالت مي كنند. يك عده از پسران هم به خواهران متظاهر(!) شماره مي دهند!! و خلاصه هر كس سرش به نوعي گرم است ! بعد هم چنان ترافيكي به وجود مي آيد كه ... !
حدود 45 دقيقه اي از عوالم ترافيك بهره مند مي شوند. در اين زمان صحبت هايي در اتوبوس مورد شنود قرار مي گيرد. مي دانيد كه... اتوبوس محل بروز صادقانه ي نظرات مردم است ،محل شنيدن آخرين شايعات ، دقيق ترين و سريع ترين رسانه ي گروهي براي پخش اخبار !
برادري مي گويد:"اين تظاهرات ديگر آخر سر كاري است. مگر 4 تا بچه ي كله پوك از آمريكا هم چيزي مي فهمند؟ باور كنيد حتي نمي دانند آمريكا در كدام قسمت نقشه قرار دارد !
ديگري مي گويد :"جان برادر؛ اين بچه ها براي اينكه يك روز مدرسه نرفته اند در پوست خود نمي گنجند . تا باشد از اين دور هم جمع شدن ها ."
ديگري مي فرمايد:"تازه! امشب اخبار تلويزيون اعلام مي كند كه ميليونها دانش آموز فهميده و آگاه در شهر متظاهر شده اند(!).
موبايل يكي از مسافران زنگ مي زند:" الو ننه دارم مي آم .تو ترافيك يوم الله سيزده آبان گير كرده ام .
برادر ديگر نتيجه گيري مي كند:"بابا اين مملكت اصلا صاحب ندارد.
والسلام!
این بود انشای من ! :D



پ.ن
لیدا ایاز: فرمانده نیروی انتظامی کل کشور گفت: جنبش سبز می تواند در راهپیمایی 13آبان شرکت کند !

2009/10/31

دعوای حافظ، صائب و شهریار!

امروز صبح یه ایمیل جالب از طرف یه ناشناس به دستم رسید! دعوایی که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر “آن ترک شیرازی” اتفاق افتاده!

حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را
...

و صائب در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را
...

و شهریار در جواب می گوید:
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را
...

پ.ن
شاعر یعنی فقط شهریار ...! هر کی از جاش بلند شه شاعر نمیشه که !

2009/10/29

يا ضامن آهو!

در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جويای وفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام
با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!
پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ
جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!
ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم
در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!
بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم
امواج صداييم، يا ضامن آهو!
صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!
چندی است به تشويش، با چيستی خويش
در چون و چراييم، يا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فرياد رساييم، يا ضامن آهو!
مجبور مخيّر، ابداع مکرر
تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!
افتاده به عصيان، تن داده به کفران
آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!
حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دريای بکاييم، يا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!
با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناييم، يا ضامن آهو!
در غربت يمگان، در محبس شروان
زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!
رانده ز نيستان، مانده ز ميستان
تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباييم، يا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، يک شب به تمنا
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!
در صحن و سرايت، ايوان طلايت
بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!
چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم
اصرار گداييم، يا ضامن آهو!
در حسرت کويت، با حيرت رويت
آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!
مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!
گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد
در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!
آيا بپذيری، ما را بپذيری؟
در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسليم شماييم، يا ضامن آهو!
فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو
محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار
بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما
در عشق خداييم، يا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد
در عين بقاييم، يا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فريادگرشوق
آوای دراييم، يا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير
پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!
همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد
در شور و نواييم، يا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم
هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گويای ثناييم، يا ضامن آهو!
سوگند الستيم، پيمان نشکستيم
در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!
يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکين غناييم، يا ضامن آهو!
از فقر سروديم، يا فخر نموديم
فخر فقراييم، يا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جويای هداييم، يا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين
ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!
از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!
ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم
تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!
تا صور قيامت، با شور ندامت
شايان جزاييم، يا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!
اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!
زين نظم بدايع، وين اختر طالع
اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!
 شعری از سهيل محمودی